آوریل 22, 2009 بدست hamedbass
واقعا” چه بلایی سر این مایلی کهن اومده؟ چند وقت پیش که تو برنامه 90 میدیدمش که به نظر سالم میومد و حتی منطقی
تا حدودی البته.
چند روز پیش که بیانیه اولش رو تو وبگردی هام دیدم گفتم دروغ سیزدست حتما” بعد از یه سرچ کوچیک معلوم شد که سیزده به در تموم شده و بیانیه رسمیه خوب گفتم طبیعیه دیگه هر آدم کوچولویی که یهو زیادی گنده میشه از فرط باد کردگی از این حرفا میزنه وهمه رو به قسمت چپ بدن دایورت میکنه
مگه احمدی نژاد خودمون نبود دنیا و امریکا و اسراییل رو یه شبه لوله کرد و ..غیره و ذالک!
تا اینجا طبیعی بود ولی بیانیه دوم رو که دیدم واقعا” نگران احمدی نژاد خودمون شدم . چرا؟
این بنده خدا هر چی فحش چارواداری بود نثار خودش کرده بود یه جورایی و علائمی از شیزو فرنی بروز میداد
باور کنین این نامه دوم کار یه انسان نیمه عاقل یا جو گیر هم نمیتونست باشه . نویسنده احتیاج به مراقبت بالینی داره
حالا از ما گفتن ..
چرا شو نمیدونم ولی اگه احمدی نژادمون ! هم بعد از دوره باد کردگی به این روز بیافته که فاتحمهالصلوات ..
به هر حال که کار خیلی زشت میشه
اگه از دوستان روانپزشک بالینی داریم لطفا” دلیل این فعل و انفعالات روحی رو توضیح بدن شاید تا دیر نشده بشه کاری کرد
پی نوشت :
پی نوشت نداره دیگه نگران ریس جمهورتونم. بده؟
ارسال شده در طنزولک ها | برچسبها مربای ایرانی | بیان دیدگاه »
آوریل 15, 2009 بدست hamedbass
اندر باب فزونی اجاره الملک در مملکت اسلامی سخن بسیار رفته
گویند شیخنا الحامد المعالی به طلب غرفه ای بود به جهت کسب حلال و هفته ها بجست و کمتر بیافت
روز سی ام بشد و وی نیافت الا به بهایی گزاف که هیچ کسبی در آن نشد به جز فسق و فجور
گویند شیخ به فغان امد که هان ای بارتعالی سی روز گشته ام تشنه و گرسنه و نیافته ام غرفه ای به جهت کسب حلال
اکنون چه کنم؟
در حدیث است که بار تعالی را ندا آمد که سیصد روز هم بگردی همین است که دیدی ابله , رو به خانه نشین که
پسین تو پاره شود به قاعده پنج وجب و مکانی نیابی به این قیمت
این سخن بر شیخ گران آمد پس گفت رزق از کجا جویم که عالمم به عمل
باری فرمود خانه ای گزین و پیاله فروش, یا تریاقی به اهل بزم مهیا کن و یا به بسیج خانه ای رو ذکر علی گو(1)
و طلب روزی بنما که رزق وسیع در اخری باشد و شرف در اولی
ودر حدیث است که باری تعالی در آن وقت ندانست که قسق و فجور وتریاق و پیاله فروشی هم منحصر به آخوند باشد ولاغیر و ایادی علماء شب و روز در مراقبه باشند که دست زیاد نشود به این مشاغل شریفه و کار منحصر بماند به علماء اسلام
اورده اند شیخ حامد نالان بر قدم خویش استوار بماند و بگشت تا حجت السلامی بیافت که غرفه ای از پاساژ خود با وی شریک گردید به شرط کاسب شدن فرزند خویش در ان غرفه کذا ,به شراکت
در احادیث نا معتبری آمده بعد از آن کار شیخ الحامد آن شدکه کاسبی بنهد وغرفه بیاراد و خلوت نماید به جهت زید بازی فرزند حجت السلام و تف و لعنت فرستد بر چنین کاسبی و چنین مملکتی و چنین اقبالی
وبه چنین حال بماند ودق کرده بمرد
پی نوشت:
1- منظور خداوند از علی اون علی بوده که نون ونفتی داشته والا علی عرب که ..هیچی اصلا” با خودم بودم
ارسال شده در طنزولک ها | برچسبها کار در مملکت اسلامی | بیان دیدگاه »
آوریل 15, 2009 بدست hamedbass
واقعا”فکر میکنید چه شغلی جواب دوملیون تومن اجاره ماهانه مکان شرکت رو بده؟
یه دوستی داشتیم چند سال پیش میگفت این همشهریامون که یه شبه پولدار میشن همشون رفتن تو یه شغل داداش..فقط یکم اسمش بده ولی خوب پولی توشه
امروز که دنبال یه جا واسه دفتر میگشتم به این نتیجه رسیدم که اون شغل شریف هم پس این اجاره بر نمیاد..
کسی کار جدیدی سراغ نداره؟
ارسال شده در طنزولک ها | برچسبها شغل شریف | بیان دیدگاه »
آوریل 9, 2009 بدست hamedbass
اگه 4 صبح که با نور موبایل دنبال پاکت سیگارتون میگشتید اشتباهی شماره دایی رو گرفتین
قبل از هرحرفی موبایلو خاموش کنین
تجربه نشون داده اون شروع میکنه به خواهر خودش فحش دادن
ارسال شده در طنزولک ها | برچسبها خواب آلودگی | بیان دیدگاه »
آوریل 3, 2009 بدست hamedbass
آخرین پست رضایی رو میخوندم چند روز پیش. با توجه به اتفاقات اخیر
فکرم هزار جور تحلیل کرد
که البته امیدوارم هیچکدام درست نباشه ولی فکرها راباید گفت
بعد از گرفتن و کشتن امیدرضا میرصیافی وبلاگش تبدیل شد به لانه لاشخور به تعبیری.
من به حک شدن وبلاگ آن مر حوم اعتقادی ندارم به نظر من صیاد صید را به بی رحمی کشت
وکلید خانه او را برداشت و عکس خودش را نصب کرد برای عرض اندام
و حتما” شما هم مثل من و خیلی ها منزجر و مننفر شدید از ضحاکی که انسان شکار میکند و به خانه مرد مرده هم رحم نمیکند
دیروز نگران رضایی شدم
شاید که صیاد زشتی کار خود را دیده و راه عوض کرده کما اینکه عکس خود را از خانه میر صیافی هم بر داشته
ولی خانه صید را میگیرد اما کم کم ان را تغییر میدهد یا صید را وادار به تغییر خانه خود میکند بدون اینکه بد نام شود
فکر کردم که کاش رضایی تواب شده باشد کاش فکرش را عوض کرده باشد ولی در بند نباشد
فکر کردم حتی طوری نیست که رضایی پست هایش را خوش پاک کرده باشد به دلیل پیشگیری از به بند افتادن
ولی نه به خاطر در بند بودن
این پست آخری حال و هوای آن وبلاگ را نداشت
به هر حال نگرانم
شاید بی مورد
از بزرگان اگرکسی ارتباطی با او دارد حالش را جویا شود به نحوی و به ما هم بگوید لطفا”
ارسال شده در دلمشغولی ها | بیان دیدگاه »
مارس 31, 2009 بدست hamedbass
علی دایی توانست فعل ری..ن را به خوبی صرف کند
خسته نباشید
ارسال شده در طنزولک ها | بیان دیدگاه »
مارس 28, 2009 بدست hamedbass
سر در آوردن از بعضی مسائل یه کم زمان می بره
مثلا” من داستان بو دار شدن حزبی یا احزاب بودار رو تو این مملکت درست نمیفهمیدم
چرا یه حزبی مثلا” باید باشه رایحه خوش خدمت ؟ خدمت بوش کجا بود؟
خوب زیاد هم طول نکشید که بوی این رایحه بد جوری در اومد
جوری که چندین نفر از شهروندان گرامی ائم از دانشجو و فعال حقوق بشرو.. رو روانه
بیمارستان و احیانا” قبرستان کرد و نون خالی هم از سفره خیلیها رفت (البته نفت اومد به جاش ولی بندگان خدا نفت نمیتونستند که بخورند گرسنه موندند) کلا” این بو مملکتو برداشت
فکر هم میکردیم منشاء بو احتمالا جوراب محمود باشه که بعدها فهمیدیم
همه بو ها از چفیه یه نفر دیگه بلند میشه و ما ول معطلیم
الغرض امروز دیدم سایت منتسب به میرحسین اسمش هست بوی امام !
به به ..به به .. چه پسندیده چه نیکو..
چه اصلاحاتی بکنه این حزب با این لیدر وچه بویی بلند بشه از این مملکت بعد از این.
حالا که حمام و سونا و جکوزی هست بوی جوراب و چفیه داره ملت رو خفه میکنه
وای به اینکه بو های 20 سال پیش بلند بشه که داستان داستان خزینه بود وحمام ماهی یه دفعه..
خدا به خیر کنه آینده رو
پی نوشت:
خداکه بیکار نیست عموجون.
حسنی هم آخر قصه رفت حموم. اونقدرا هم بد نیست
ارسال شده در دلمشغولی ها | بیان دیدگاه »
مارس 24, 2009 بدست hamedbass
بسیار سخن رفته اندر باب کرامات شیخنا محمود
در حدیث امده امدن شیخ از موجزات بود وشیخنا کمثل البقیه شیوخ دین موجز داشت به وقت برامدن
وبار تعالی مقدر داشت سیمای شیخ به وقت برامدن نکیر باشدو منکر به وضعی که جماعت از وی روی برگرفتندی
و کودکان خرد او را سنگ زدندی و زنان آبستن از دیدن وی بترسدند و طفل انداختندی
و حال وی چنان شدت بیافت که در ارادان منزل گزید به عبادت بارتعالی و ایام بگذشت و خلق از او خبر نیافت
وشیخ در بحر تعمق مغروق و به کثرت تعبد مشغول
سالی بگذشت و بارتعالی بر شدت احوال شیخ رحم آورد و نظر به کرم گرداند و با شیخ بگفت
آی ای کسی که ضجه بسیار میکنی و ما را میخوانی ترا چه دهیم که دست از دامن ما بداری و
به خود مشغول ؟
شیخ با تضرع فرمود هر آنچه خواهم دهی؟
و بارتعالی را نیت آن بود که شیخ سیمای نکو خواهد و وی کرم کند و رها گردد پس ندا در رسید که
محمود برخیز که هر انچه اکنون خواهی اجابت کنیم
شیخ محمود در دم بگفت خواهم حاکم این جماعت شوم و داد خود بستانم که بسیار ایام به من سیاه گردانیدند به سبب وجه نکیرم و سیحه ای زد و اوفتاد(1)
و شیوخ دین فرموده اند بار تعالی رکب بخورد و بر فرموده خود بماند شیخنا محمود علیه الرحمه حاکم بگرداند و شیخ لذت بر مردمان حرام بگرداند و در کار ایشان سختی بیوفتاد و مزارع از ایشان خشک گردیدندی و جوانان ایشان به زندان افکندی و کسب بر ایشان دشوار اوردی و رزق مردمان تنگ کردی به قدر سوزنی
وشیخ پیوسته در سفر بودی و جماعت سیاه بخت را سیاحت میکردی که به لقمه نانی محتاج بودندی و الخ
وشیخ بدین کار بود تا چهار سال
عرفا گویند در پس چهار سال شیخ به بهر تعمق فرو خزید و در عرفان بشد که طریقتی بیابد و چهل سال دیگر هم داد خود از مردمان بستاند
واله اعلم ..
پی نوشت :
(1):در حدیثی نا مطمئن امده شیخنا محود ابن الوقت بود و سیاس و مظلوم مینمود به وقت بیان (هاله المحمود جلد 50 ص 2)
ارسال شده در طنزولک ها | بیان دیدگاه »
مارس 24, 2009 بدست hamedbass
چند وقت پیش یه مطلبی راجه به تراست و صداقت کاری و اینا گفنه بو دم
بدین وسیله رسما” عذر خواهی کرده واز شما امت شهید پرور صمیمانه تقاضا دارم کماکان ازهر کی که شد بدزدید
مخصوصا” دولتی ..
همین
ارسال شده در طنزولک ها | بیان دیدگاه »
مارس 24, 2009 بدست hamedbass
امروز روز خوبي بود
بي كلك بي دودره بازي كار كردم
اين خارجيا يه اصلي دارن به اسم “تراست” يا اعتماد و صداقت كه تو مملكت ما منسوخ شده
هر كاري تو اين مملكت پيچيده و سخت و نشدني ميشه به خاطر اين عدم اعتماد و عدم صداقت..
خارجيا يه اصطلاح ديگه هم دارن “فاكينگ از حول ” كه اگه كسي بخواد تو اين مملكت كار صادقانه بكنه يا به يه نفر اعتماد كنه اين اتفاق واسش ميافته
به هر حال ما كه امروز كار صادقانه كرديم تو تو يه شركت دولتي اونا هم بهمون اعتماد كردن
و چقدر هم چسبيد اين كار شبكه
فقط دعا ميكنم خدا آخر عاقبت اين “تراست ” رو به خير كنه كه منجر به فاكينگ از حول دوطرفه نشه
يعني ميشه؟
من كه اميدوارم
ارسال شده در دلمشغولی ها | بیان دیدگاه »
مارس 23, 2009 بدست hamedbass
و در باب بوسیدن بسیار سخن رفته
شیخنا الحامدالمعالی علیهالرحمه در کتاب اورده در بوسه 70 ثواب است نزد حق تعالی که در آن 69 تا برای بوسنده و یکی برای بوسیده و فرموده اند بوسنده را مسکنی هست نزد خدای تعالی به 700 متر سه نبش.بلکم بیشتر که در تعالی خلد برین پی نهادند با کولر گازی و تماشاخانه ال سی دی .الخ
و آورده اند که 70 مرض لاطبیب را شفا باشد برای فاعل و مفعول
وهرکه را در این کار بیشتر شتاب باشد بیشتر از علت بدور باشد
و اورده اند در زمان عتیق که مردمان را هزار سال عمر با عزت بود علت همین ممارست بود در بوسیدن و سعی به عمل
و هرکه این عمل بسیار نمود به حسن جمال رسید که زنان بنی اسراییل دست ببریدندی و خون از ایشان جاری بودندی و محو تماشا نفهمیدندی
در مثال لبان الانجلینا جولی را آورده اند که هان ای نبوسنده ببین چه شود و ببوس
شیخ میفرماید در قریهای سرسبز روان بودم در بحر تعمق مغروغ که ناگاه زنی دیدم به هیبت حوریان
برق از انجایمان بپرید و رشته فکرمان گسیخت
به زن فرمودیم آی حوری 70 سال عبادت کردیم اکنون چه کنیم؟
زن فرمود بیا که 70 سال بیراه رفتی و شیخ را بوسیدن گرفت
شیخ اندر لذتی رفت و دو جهان پیش دیدگان تار شد و تازه معنی عرفان را بیافت
و خرقه درید عرفان بنهاد و بدان زن مشغول شد تا 70 سال
این شعر از شیخنا بر جای مانده میفرماید
من بوس شیرین! به صد حور نتوانم داد این نقد به صد نسیه نتوانم داد
و گفته اند باریتعالی به کرم وی را زنده دارد که تا پایانه روز در این کار مشغول باشد و حالی ببرد
و بسار کفته اند شیوخ دین که در حرف ایشان تردید نبودندی و شک مستوجب کیفر گردیدی که
بوسه بر اکثر علول درمان باشد کالمثل بر زخم معده و الاثنا اشر و زخم دل و موجب جلای چشمان و سختی دندان و نرمی دستان باشد
و هزار هزار حدیث اندر باب فضیلت بوسنده بر بوسیده..
حال ای خواننده حدیث با توست که چه کنی و چه فضیلت بری
یا اندر قسمت اول حکایت شیخ بمانی و حیات به حیرانی کنی عرفان نیابی
ولله اعلم
ارسال شده در طنزولک ها | بیان دیدگاه »